سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود خدمت دوستان همراه. سوال بیستم :

میشه بپرسم کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی درباره چیه؟

      سلمان رشدی در سال 1947( 1326 شمسی) در شهر بمبئی هند و در یه خانواده مسلمان متولد شد. خودش درباره‏ خانواده‏اش میگه:
 خانواده من به اسلام گرایش داشتن ولی توی خونه ما از دین خبری نبود. فقط سالی یه بار منو برای عبادت به مسجد میبردن مثل مراسم سال نوی مسیحیان. یه دایه مسیحی داشتم(!) اکثر دوستان من غیر مسلمون بودن. بابام از قانون قرآن در مورد منع نوشیدن مشروبات الکلی تبعیت نمیکرد. خوشبختانه میتونم بگم پدر و مادر من مسلمانان بدی بودند  1

     در سیزده سالگی جهت تحصیل به انگلستان مهاجرت کرد و مدتی با نوشتن مقالات تبلیغی در انگلستان به تأمین مخارج زندگی پرداخت و بعد شناسنامه‏ انگلیسی گرفت و تبعه‏ اونجا شد. رشدی در طول زندگی در انگلستان به بی‏دینی و بی‏اعتقادی مطلق میرسه و در نهایت منکر خدا می‏شه و این عقیده رو رسما بیان میکنه2. فعلاً مقیم انگلستان و تابع اون جاست.

     او غیر از آیات شیطانی(the satanic verses) که درش به قرآن، شخصیت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و انقلاب اسلامی ایران اهانت شده، تخمهای دو زرده دیگه ای هم برای خروس استعمار کرده؛ رمانی که درش به تناقض بین نماز با فرهنگ و تفکر غربی اشاره شده، کتابی که شخصیت عمر خیام رو مورد اهانت قرار داده و گفته زنا و حرام زادگی در خلق اثر شاعرانه تأثیرداره، رمانی علیه پاکستان و نهضت مسلمانان و حاکمیت و فرهنگ وسیاست اون کشور، رمانی علیه هند و آزادی و دموکراسی و فرهنگ و سیاستش و کتابی با مضامینی بر ضد انقلاب نیکاراگوئه از جمله کارهای تولیدی این ماشین نویسندگی غربه.

اما محتوای آیات شیطانی؛
برخی از تاریخ نویسان اهل تسنن افسانه ای رو در کتابهای تاریخ خودشون نقل کرده اند که پایه واساس بافته های آیات شیطانیه. اون افسانه که بهش "افسانه غرانیق" میگن اینه:

« سران قریش با پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ملاقت و درخواست کردن برای رفع اختلاف، خداهای همدیگه رو بپذیریم. پیامبر هم بسیار مایل بود یه جورایی با طایفه قریش کنار بیاد و با خود میگفت: ای کاش دستوری نازل می گردید که اختلاف کمتر می شد. روزی در کنار کعبه با حضور سران قریش سوره نجم رو تلاوت می کرد: افرایتم اللات و العزی و مناهْ الثالثهْْ الاخری3( آیا دیدید لات و عزی و منات را که سومین آن دو بود)
     وقتی به اینجارسید ناگهان شیطان به زبان او دو جمله دیگه رو جاری کرد: " تلک الغرانیق العلی و ان شفاعتهن لترتجی." (این ها مرغان آبی بلند پروازند که شفاعت آنان امید می رود) بعد از تلاوت آیات غلغله و شادی مشرکان بلند شد و گفتن: محمد خدایان ما رو به نیکی یاد کرد. و همه سجده کردند.
     این خبر به خارج از مکه و حتی حبشه رسید و مسلمونایی که به اونجا هجرت کرده بودن با خوشحالی به مکه برگشتن. اما پس از مدتی جبرئیل نازل شد و به پیامبرگفت : اون دو جمله رو شیطان بر زبان تو رانده و من هرگز چنین آیه ای نیاوردم! پیامبر غمگین شد و گفت من چیزی را که خداوند نفرموده است به او بستم! »

     این داستان از اونجایی که در کتبی مانند تاریخ طبری، تفسیرطبری، طبقات ابن سعد و اسباب التنزیل واقدی نقل شده، مورد استناد برخی نویسنده ها و مورخین و مفسرین بعدی و بالاخص مستشرقین قرار گرفته. افسانه غرانیق رو از چند جهت میشه مورد بررسی قرارداد:

الف ـ از نظر تاریخی
* این افسانه رو بعضی از تاریخ نویسان اهل سنت نقل کرده اند ولی هیچکدوم از مورخان و مفسران شیعه و اکثراهل سنت نه تنها بهش اشاره ای نکردن، بلکه به شدّت اون رو تکذیب کردن و دلایل زیادی بر دروغ وساختگی بودنش آوردن.
* واقدی و طبری که این افسانه رو نوشته اند یکی در سال 207 و دیگری در سال 310 هجری قمری وفات کردن یعنی هیچکدوم خودشون در زمان پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله و سلم نبودن. طبری داستان غرانیق رو از محمد بن کعب قرظی نقل می کنه. قرظی اصالتا از طایفه بنی قریظه بود و بنی قریظه از پرکینه ترین یهودیان و دشمنان پیامبر در مدینه. قرظی از صحابه پیامبر نبوده و حتی در زمان اون حضرت بدنیا هم نیومده بود4. حالا چه جوری یه چنین فردی با این مشخصات مبنای نقل افسانه غرانیق قرار میگیره ؟
     صرفنظر از طبری، ابن سعد هم در طبقات، داستان غرانیق رو از واقدی نقل میکنه. واقدی هم از مطلب و پدرش عبدالله بن حنطب روایت کرده و گفته شده عبدالله بن حنطب اصلاً رسول خدا را درک نکرده است(!)
* اصولا در دو قرن اول هجری کوچکترین اثری از افسانه غرانیق وجود نداره. مورخان و مفسران این دوره ( ابن اسحاق، بکالی، ابن هشام، مسلم، بخاری و ...)، هیچ اشاره ای به این قصه دروغی نکرده اند. براستی چرا ؟ بدون تردید بی پروایی واقدی و طبری در نقل روایات بدون سند مهم ترین علت راه یافتن یه همچین قصه مجعولی در کتب اونهاست. به ویژه طبری که در جمع احادیث مختلف و متنوع حرص زیادی داشته.
* نخستین مهاجرت به حبشه در ماه رجب سال پنجم بعثت صورت گرفت و این سجده ( سجده واجبی که در آخر سوره وجود داره ) در ماه رمضان همون سال پنجم بعثت و قبل از پذیرش اسلام توسط حمزه عموی پیامبر و قدرت پیدا کردن نسبی مسلمونها بوده، یعنی درست در شرایطی که پیامبر و یارانش در معرض فشار و اذیت و آزار از طرف قریش بودن و امکان تلاوت آیات قرآن در کنار کعبه رو نداشتن، چگونه پیامبر و مسلمونها تونستند در کنار کعبه سجده کنند؟
* در مورد بازگشت مهاجرین ازحبشه هم از روایت ابن اسحاق و ابن هشام چنین برمیاد که اطلاع نادرستی در مورد وضعیت مکه به مسلمونها رسید که اهل مکه اسلام آورده اند. عده ای از مهاجرین حبشه که همواره مترصد هر خبر یا اطلاعی بودن که به وطنشون برگردن و در کنار پیامبرباشن به مکه اومدن و دیدن خبر درست نیست و برخی از اونا خودشون رو درامان قریش قرار دادن.
     علاوه بر این به علت رفتار خوب و پسندیده نجاشی پادشاه حبشه با مسلمونها، یه سری از مردم حبشه علیه نجاشی شورش کردن و مسلمونها رو در تنگنا قرار دادن. از این جهت عده ای از اونا به مکه برگشتن.

ب ـ از نظر قرآن
* سؤال اینه که علی علیه السلام که به تعبیر راویان اهل سنت و اهل تشیع داناترین مردم نسبت به قرآن بوده چگونه به مسأله مهمی مثل غرانیق هیچگونه اشاره ای نداره و مهمتر اینکه هیچ کس در این باره سؤالی هم از او مطرح نکرده ؟
تنها صحابی که روایت از او نقل شده ابن عباسه که میگه: " گمان می کنم، پیامبر در مکه بوده ..." و قصه رو نقل می کنه. نکته مهم اینه که ابن عباس بر اساس گمان در این مورد سخن گفته و مهمتر اینکه خودش درزمان واقعه فرضی، اصلا متولد نشده بوده (!)
* با دقت در سایر آیات همین سوره و بسیاری از آیات دیگه قرآن کریم بوضوح میشه جعلی بودن این قصه رو فهمید. دقت کنید:
پیامبر از روی هوی و هوس سخن نمی گوید و هر چه بگوید وحی است5
بتان جز نامهایی نیستند که شما و پدرانتان نامیده اید و خدا هیچ حجتی درباره شان نازل نکرده6
ما خود قرآن را نازل کرده و خود حتما محافظ آنیم7
هرگز باطل در قرآن راه نخواهد یافت8
و.....

ج _ از نظر عقل
* چگونه شیطان می تونسته در جریان عظیم وحی ( که بفرموده خود قرآن اگر بر کوه نازل میشد از خشیت الهی از هم میپاشید) حضور داشته و در شخصیت برگزیده پیامبر نفوذی داشته باشه ؟
* چگونه میشه پیامبری که تمام مناصب و ثروت قریش رو در راه احیای آیین توحید ترک کرده و همه مبارزاتش بر ضد شرک و بتهای ساختگی بود یکباره بیاد و همه زحمات خودشو از بین ببره؟!
* چگونه میشه اعتماد مردم و مسلمونها رو پس از این جلب کرد؟ پیامبری که تحت تأثیر القائات شیطان قرار بگیره و آیاتی رو به قرآن که وحی الهیه اضافه کنه برای مؤمنانی که به هیچ چیز و هیچ کس جز خدای خودشون اتّکا ندارن چه ارزشی داره؟
مزدور
حق اینه که : تمام هدف و تلاش دشمنان قبلی در ساختن این افسانه و مستکبران فعلی در بهم زدن دوباره این گنداب متعفن و موهن، گرفتن ایمان مردم و یگانه عنصریه که مایه پیروزی موحدان در برابر مشرکان و کفار بوده و نیز جلوگیری از رشد روز افزون اسلام خواهی مردم جهان. و درین راه چه وسیله ای بهتر و مناسبتر از قلم موجودی حقیر و ذلیل، وطن فروش و بی هویت که برای مطرح کردن خودش در بین جاهلیت مدرن، حاضر باشه همه چیز حتی هستی ننگین خودشو به حراج بذاره.
     سلمان رشدی، از اونجا که از والدینی مسلمان زاده شده، مرتد فطری محسوب شده و بدلیل اظهار و انتشار اباطیل توهین آمیز نسبت به مقدسات خدشه ناپذیر دین مبین اسلام، محکوم به حکم غیر قابل تغییر اعدامه.
.............................................................
1) مصاحبه با مجله‏ اشپیگل در 21 اردیبهشت 1371
2) مصاحبه با مجله اشتترن در 7 آبان 1371
3) سوره مبارکه نجم آیه 19 و 20
4) ابن حجر عسقلانی
5) سوره مبارکه نجم آیه 3 و 4
6) سوره مبارکه نجم آیه 23
7) سوره مبارکه حجر آیه 9
8) سوره مبارکه فصلت آیه 42


نوشته شده   توسط مسعود احتشامی پنج شنبه 85/12/3 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
آرشیو سوالات
[عناوین آرشیوشده]